شیرین

 

تلخ هم که بشوی

 

می نوشمت

 

من

 

به قهوه های قجری چشم های تو

 

معتادم

 

"مرضیه همایونی "

 

/ 301 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

سلام خوبی واقعا چمران بودی خیلی خوبه چه رشته ای میخوندی ماهمه خانوادمون چمران خوندیم

خانوم معلم

یارب مرا یاری بده تا خوب آزارش کنم هجرش دهم، زجرش دهم ،خوارش کنم ،زارش کنم از بوسه های آتشین ، وز خنده های دل نشین صد شعله در جانش زنم،صد فتنه در کارش کنم در پیش چشمش ساغری گیرم ز دست دلبری از رشک آزارش دهم ،از غصه بیمارش کنم بذری به پایش افکنم ،گویم خداوندش منم چون بنده در سودای زر،کالای بازارش کنم گوید بیفزا مهر خود،گویم بکاهم مهر خود گوید که کمتر کن جفا ، گویم که بسیارش کنم هر شامگه در خانه ای،چابکتر از پروانه ای رقصم بر بیگانه ای ، وز خویش بیزارش کنم چون بینم آن شیدای من فارغ شد از سودای من منزل کنم در کوی او ، باشد که دیدارش کنم گیسوی خود افشان کنم،جادوی خود گریان کنم با گونه گون سوگندها،بار دگر یارش کنم چون یار شد، بار دگر کوشم به آزاری دگر تا این دل دیوانه را راضی ز آزارش کنم سیمین بهبهانی

منصوره اسماعیلی مهیاری(شهره)

سلام بر شما بانو!<منونم از اینکه بهم سرزدید!وب زیبایی دارید و از اشعارتان لذت بردم!با افتحار در شاخه نبات شهره لینک شدید! یا علی

ساحل

سلام با افتخار لينك شديد

خانوم معلم

سلام دوست خوب من... باز هم مثل همیشه بوستان شعرت خوش شمیم و دلگوار....قلمت سبز و برقرار

همثانیه

درود بر شما