وقت رفتن ،

 

بارانی ات را بپوش .

 

تا هزار شهر هم که دورشوی ،

 

زیراشک های منی!

 

"پرنیان حامی "

 

 




تاريخ : شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۱ | ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : مرضیه همایونی | نظرات ()

 

رفتی،

 

درست در تکرارتلخ تاریخ  بدترین اتفاق زندگی ام :


22اردی جهنم.

 

رفتی،

 

در میان نبودن محو پسرت و دیر شدن های دخترت!

 

نیستی بی آنکه تمام شده باشی.

 

و خانه مادربزرگ_به قول مریم _بی بزرگ شد...

 

" پرنیان حامی "

 

 

 




تاريخ : چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳٩۱ | ٢:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مرضیه همایونی | نظرات ()

 

حالا...

 

نگاه خیره ات

 

از پشت شیشه ی دیروز شکسته ی قاب مظلوم عکست،

 

روزی هزار بار یادم می اندازد،

 

که دیگر ندارمت ...

 

پ.ن:

 

دیگه مادربزرگ ندارمناراحت

 

 

" پرنیان حامی "

 

 

 




تاريخ : سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩۱ | ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مرضیه همایونی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.